الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
139
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) معاويه و مروان بن حكم و همهء آن كسانيند كه گواهى آنان را در دست نداريم و نماز دنبال آنها نخوانيم ؟ و سومى كه ملازمت با جماعت آنها است مقصود كدام جماعت است ؟ مقصود جماعت مرجئه است كه مىگويند هر كه نماز هم نخواند و روزه هم نگيرد و غسل جنابت هم نكند و خانهء كعبه را هم خراب كند و مادرش را هم بگايد به محض نام مسلمانى كه بر خود نهاده است در ايمان هم درجه جبرئيل و ميكائيل است ؟ مقصود جماعت قدرىها است ؟ كه مىگويند : آنچه خدا خواست نشد و آنچه ابليس خواست مىشود ؟ مقصود جماعت حرورىها و خوارج است ؟ كه از على بن ابى طالب ( ع ) بيزارند و او را كافر مىدانند ؟ مقصود پيروان جهم است ؟ كه مىگويد : ايمان همان خداشناسى است و ديگر چيزى جز آن نيست ؟ سفيان گفت : واى بر تو در معنى اين دو جمله حديث چه مىگويند ؟ گفتم : مىگويند مقصود از امامى كه خير انديشى براى او واجب است بر ما ، على بن ابى طالب ( ع ) است . و مقصود از جماعتى كه ملازمت آنها واجب است خاندان او است . گويد : آن نامه را گرفت و دريد و سپس به من گفت : از آن به احدى خبر مده . ( 2 ) 3 - امام باقر ( ع ) فرمود كه رسول خدا ( ص ) فرموده است : خدا عز و جل به دوستدارى از خود نگاه نكند كه در طاعت و خير انديشى امام خويش كوشا است جز آن كه او همراه ما است در رفيق